دیوانعالی کشور
شماره تجدید نظر دادنامه16-14/8816
تاریخ وصول:23/10/1381
تاریخ ارجاع:13/6/1382
تاریخ رسیدگی:30/7/82
شماره دادنامه:401/16
موضوع اعتراض به حکم و تجدید نظر خواهی
تجدید نظر خواهان آقایان:
1-سید علی.....فرزند.....25 ساله
2-علی.....فرزند .....26 ساله
3-مجتبی.....فرزند.....21 ساله
4-بهزاد.....فرزند.....20 ساله
5-امین.....فرزند.....19 ساله
6-امین.....فرزند.....26 ساله
7-منصور.....فرزند.....18 ساله
8-سبحان.....فرزند.....22 ساله
تجدید نظر خواسته دادنامه شماره 1124 مورخ 26/8/1381 صادره از شعبه دهم دادگاه عمومی کرمان
مرجع رسیدگی شعبه 16 دیوانعالی کشور
هئیت شعبه آقایان :علی رازینی رئیس و سید حسین محمدی آذر عضو معاون
خلاصه جریان پرونده:
بدین شرح است که اداره اطلاعات استان کرمان طی گزارش مبسوطی بتاریخ 1/7/1380 به دادگستری کرمان اعلام می کند که فردی بنام محمد رضا رفیعی نیا معروف به محمدخان که دارای سوابق متعدد و شرارت و فساد اخلاق می باشد به نحو گسترده ای در ارتکاب اعمال منافی عفت فعالیت می کند و عده ای از جوانان شرور و بدکار را همراه خود کرده و موجبات سلب امنیت و آسایش عمومی را فراهم نموده است موضوع در تاریخ 19/7/1380 به شعبه دهم دادگاه عمومی کرمان ارجاع می شود و ریاست شعبه مسئله را جهت پیگیری به نیروی مقاومت بسیج منطقه ارجاع می نماید و نیروی مقاومت با هدایت و ارشاد ریاست محترم شعبه دهم دادگاه عمومی و دادرس محترم آن شعبه اقداماتی را برای شناسائی باند محمدخان و نحوه فعالیت آنان به عمل می آورد و با جمع آوری گزارشات و شکایاتی که بصورت متفرق در مراجع قانونی به ویژه در شعب مختلف دادگاه عمومی کرمان مطرح بوده و متمرکز کردن آن گزارشات در شعبه دهم دادگاه عمومی هسته اولیه پرونده شکل می گیرد و در این رابطه چهار نفر بنامهای پری ناز....و پرستو....و رزبرگ.....وهادی..... به نحو صریح و روشن علیه محمدخان و ایادی وی نسبت به ربودن و تجاوز به عنف و سایر اعمال مجرمانه آنان طرح شکایت کرده و درخواست رسیدگی می نمایند و در جریان رسیدگی سیزده نفر از باند محمد خان شناسایی و دستگیر می شوند لیکن خود محمد خان با چند نفر از عوامل متواری می شوند. اینک اسامی متهمین با نوع اتهام و میزان محکومیت انان بشرح دادنامه شماره 1124 مورخ 26/8/1381 صادر شده از شعبه دهم ذیلا بیان می گردد:
1-سید علی.....فرزند.....25 ساله باتهام شرکت در آدم ربایی و تجاوز به عنف وشرب خمر و زنای غیر محصن تحت تعقیب قرار گرفته و دادگاه محترم با توجه به شکایت فردی بنام ......(وی در مراحل بعدی شکایت خود را مسترد کرده است )و اقرار متهم مبنی بر اینکه با زور و تهدید محمدخان به خانم سحر تجاوز کرده و نحوه اظهارات متهم از بدو دستگیری و اظهارات سایر متهمین از طریق حصول علم ,مجرمیت نامبرده را از حیث تجاوز به عنف و آدم ربائی,زنا غیر محصن محرز و به استناد بند د ماده 82و88و 89و105و98و621 قانون مجازات اسلامی و رعایت ماده 47همان قانون به ترتیب,به اعدام در ملاء عام و پانزده سال حبس و تحمل یکصد ضربه شلاق محکوم و در خصوص شرب خمر به علت فقد دلیل نامبرده را تبرئه می نماید.
2-علی.....فرزند......26ساله به اتهام تجاوز به عنف,تهیه و توزیع مشروبات الکلی شرب خمرداشتن سلاح غیر مجازشرکت در آدم ربائی تحت تعقیب قرار گرفتهدادگاه محترم باتوجه به محتویات پرونده و قرائن و شواهد موجود و نحوه اظهارات متهم و سایر متهمین از طریق حصول علم,مجرمیت متهم را احراز و به استناد بند د ماده 82ومواد88و89و166و174و176و703و621و رعایت ماده47 قانون مجازات اسلامی وی را به اعدام در ملاء عام و پانزده سال حبس و تحمل نود و نه ضربه شلاق و هشتاد ضربه شلاق و هفتاد و چهار ضربه شلاق و پرداخت مبلغ شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم می نماید.
3-مجتبی.....فرزند......21ساله به اتهام تجاوز به عنف,زنای غیر محصن,شرب خمرآدم ربائی و اخلال در نظم عمومی با سلاح سرد و مزاحمت برای بانوان ,تحت تعقیب قرار گرفته و دادگاه محترم با عنایت به محتویات پرونده و نحوه اظهارات متهم و اظهارات سایر متهمین از طریق حصول علم مجرمیت وی را محرز دانسته و به استناد بند د ماده 82و مواد88 و 105و166و174و176و621وقانون مجازات اسلامی به اعدام در ملاءعام و تحمل نود ونه ضربه شلاق و هشتاد ضربه شلاق و پانزده سال حبس محکوم می نماید.
4-امین......فرزند......19ساله به اتهام شرکت در آدم ربائی تجاوز به عنف خانمی بنام سحر تحت تعقیب قرار گرفته و دادگاه محترم از طریق حصول علم مجرمیت وی را در خصوص تجاوز به عنف محرز دانسته و به استناد بند د ماده 82قانون مجازات اسلامی وی را به اعدام در ملاء عام محکوم نموده و در خصوص شرکت در آدم ربائی به علت فقد دلیل و حاکمیت اصل 37 قانون اساسی نامبرده را تبرئه کرده است.
5-منصور.....فرزند......18ساله,به اتهام تجاوز به عنف,اخاذی و سرقت توام با آزار و آدم ربائی,شرب خمر,تحت تعقیب قرار گرفته و دادگاه محترم از طریق حصول علم مجرمیت نامبرده را در حد آدم ربائی و شرب خمر و زنای غیر محصن و سرقت توام با آزار محرز دانسته و به استناد مواد 174و176و87و105و652و621 از قانون مجازات اسلامی به تحمل یکصد ضربه شلاق و هشتاد ضربه شلاق و ده سال حبس و تحمل هفتاد وچهار ضربه شلاق و پانزده سال حبس محکوم می نماید.
6-سبحان.....فرزند......22ساله به اتهام سرقت مسلحانه با کلت و توام با آزارتجاوز به عنف,شرکت در آدم ربائی,شرب خمرایراد ضرب و جرح تحت تعقیب قرار گرفته دادگاه محترم با توجه به نحوه اظهارات خود متهم از بدو دستگیری و محتویات پرونده و اضهارات سایر متهمینمجرمیت وی را در حد تجاوز به عنف و اخلال در نظم عمومی و شرب خمر از طریق حصول علم محرز دانسته و به استناد بند د ماده 82ومواد 165و168و174و176و652و618و رعایت ماده 47 قانون مجازات اسلامی به اعدام در ملاء عام و تحمل هشتاد ضربه شلاق و ده سال حبس و تحمل هفتاد و چهار ضربه شلاق و یکسال حبس و تحمل هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم می نماید و از اتهام آدم ربائی به علت فقد دلیل تبرئه می کند.
7-امین.....فرزند......26ساله به اتهام شرکت در آدم ربائی ,تجاوز به عنف , زنای غیر محصن,اخلال در نظم عمومی,شرب خمر,تحت تعقیب قرار گرفته و دادگاه محترم از طریق حصول علم مجرمیت وی را محرز و به اعدام در ملاء عام و تحمل یکصد ضربه شلاق و هشتاد ضربه شلاق و به یکسال حبس و هفتادو چهار ضربه شلاق محکوم نموده ولی در خصوص اتهام آدم ربائی نفیا و اثباتا اظهار نظر نکرده است,در صدور حکم به محکومیت وی به اظهارات متهم منعکس در صفحات 507و512و563پرونده استناد شده که مناسب است مورد توجه قرار گیرد.
متهمین ردیف 8 تا 11,آقایان امین....فرزند.....21ساله و محمد.....فرزند.....40ساله و مسعود....فرزند.....26ساله وعلیرضا......فرزند.....18ساله که به اتهام آدم ربائی و تجاوز به عنف و زنای غیر محصن و رابطه نامشروع و مصرف مواد مخدر و استفاده نامشروع از اموال دولتی تحت تعقیب قرار گرفته بودند مجرمیت آنان فقط در حد رابطه نامشروع و مصرف مواد مخدر و استفاده نامشروع از اموال دولتی برای دادگاه محرز شده است علیهذا ضمن تبرئه آنان در سایر موارد به استناد مواد637و598قانون مجازات اسلامی به تحمل شلاق تعزیری محکوم گردیده اند و در مورد مواد مخدر قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه انقلاب صادر شده است.
12-بهزاد......فرزند......20ساله به اتهام تجاوز به عنف و شرب خمر,نگهداری مشروب,ارتکاب زنای غیر محصن تحت تعقیب قرار گرفته و دادگاه محترم با توجه به محتویات پرونده و قرائن و شواهد و نحوه اظهارات متهم و سایرین از طریق حصول علم مجرمیت وی را محرز دانسته و به استناد بند د ماده 82و مواد88و89 و 105و174و176 قانون مجازات اسلامی به اعدام در ملاء عام و تحمل یکصد ضربه شلاق و هشتاد ضربه شلاق و هفتاد و چهار ضربه شلاق حدی و تعزیری محکوم می نماید.
13- رسول.......فرزند......به علت عدم کفایت دلیل از اتهامات انتسابی تبرئه گردیده است.
14-پرونده در خصوص محمدرضا رفیعی معروف به محمدخان و چند تن از عوامل اصلی و نیز برخی از زنها که به اتهام فساد اخلاق تحت تعقیب بوده اند مفتوح اعلام شده است .ص643تا656
پس از ابلاغ دادنامه و در فورجه قانونی ,تعدادی از محکومین و وکلای آنان اعتراض کرده و دادنامه را منطبق با قانون و شرع ندانسته و درخواست تجدید نظر می نمایند که پرونده جهت رسیدگی به دیوانعالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع میگردد.
محکومین از بدو تشکیل پرونده از حق وکیل استفاده کرده و برخی از وکلای متعدد استفاده کرده و به دفاع از خود پرداخته اند که ما برای رعایت اختصار صرفا به نحوه دفاع هریک از محکومین و اعتراض آنان بدون ذکر نام وکیل می پردازیم و مشروح دفاعیات آنان در حین مشاوره مورد توجه و امعان نظر قرار خواهد گرفت.
1-سید علی..... : مستندات دادنامه اظهارات برخی از خانمها است که اعتمادی به گفته آنان نیست و خود دارای سابقه فساد اخلاق هستند-آقای محمد ..... و خانم......طی رضایت رسمی منعکس در ص696 اعلام کرده اند که ربایش و تجاوز مطرح نبوده است -هیچگونه اقرار و اعتراض در خصوص آدم ربائی و تجاوز به عنف و حتی اقرار به زنا وجود ندارد و برخی از اظهارات اولیه اولا در اثر فشار روحی و جسمی بوده و ثانیا اقرار عند الحاکم معتبر است -اقرار به ارتکاب زنا با خانم سحر به این نحو بوده که با تهدید محمدخان این عمل صورت گرفته و در واقع وی در ارتکاب عمل مکره بوده است و بالآخره قاعده درءحدود رعایت نشده است.
2-علی..... :مجرم اصلی محمدخان است که متواری است من در ربودن و تجاوز به عنف نقشی نداشته ام و کسی چنین ادعائی و شکایتی علیه من نکرده است معلوم نیست قاضی محترم چگونه علم پیدا کرده است و چون علم قاضی دارای منشاء درستی نیست درخواست نقض حکم را دارم.
3-مجتبی.... :اقرار دیگران در خصوص متهم دیگر نافذ نیست - علم قاضی باید از طریق متعارف باشد - آدم ربائی منتفی است زیرا زنان و دختران دارای مورد بودند و خودشان با میل و رغبت با پسران رفت و آمد داشتند و در خصوص لیلا.....با توجه به رضایت مورخ21/9/1381 منعکس در پرونده مسئله ربودن منتفی است,دادگاه محترم لازم بود با وجود شبهات موجود با تمسک به قاعده درء الحدود بالشبهات,وی را تبرئه می کرد.
4-بهزاد...... :اقرار موجب حد زنا در ماده 68 قانون مجازات اسلامی توصیف شده که در ما نحن فیه وجود ندارد,علم قاضی باید از راه متعارف باشد و از اظهارات چند متهم که خود دارای انحراف و فساد اخلاق هستند نمی توان علم پیدا کرد و اگر کسی مدعی است که من او را ربوده ام و یا به عنف تجاوز کرده ام چرا در دادگاه حضور پیدا نکرده است. افرادی که در پرونده نام برده شده و من با آنها رابطه داشتم با هم دوست بودیم و اکراه و اجباری مطرح نبود و احدی از آنان تاکنون علیه من شکایت نکرده اند.
5و6و7-آقایان امین......وامین......ومنصور..... : اعلام کرده اند که تحقیقات بر خلاف مواد 43 و 15 قانون آئین دادرسی کیفری صورت گرفته-هیچگونه شکایتی علیه آنان وجود ندارد. علیهذا احدی به عنوان شاکی در دادگاه حضور پیدا نکرده است- نیروی مقاومت برای اخذ اقرار و اعتراف انواع اذیت و آزار روحی و جسمی را اعمال کرده است - دلیل شرعی برای تجاوز به عنف وجود ندارد و علم قاضی از طریق متعارف نمی باشد و اعتباری ندارد- دادگاه آنقدر تشریفاتی بود و به دفاعیات ما بی توجهی کرد که وکیل ما بدون امضاء صورتجلسه دادگاه را ترک کرد - استناد به علم قاضی و حاکم ناظر به قاضی مجتهد جامع الشرایط است - زنان و دخترانی که ما متهم به زنای به عنف با آنان شده ایم از دختران فراری و خیابانی و دارای فساد اخلاقی بوده اند و نیازی به ربودن و یا عنف نداشته اند. منصور.....علاوه بر موارد فوق اعلام کرده که آدم ربائی و سرقت توام با آزار و تهدید حقیقت نداشته و به صرف ادعای یک نفر این حکم صادر شده است.ص723تا731
8-سبحان..... :در لایحه تقدیمی مدعی است که خانمها سحر.....ولیلا.....کتبا موضوع آدم ربائی و هرگونه تجاوز اعم از عنف و غیر عنف را منتفی اعلام کرده اند ص734تا736. اقرار و بینه ای که مثبت تجاوز به عنف باشد وجود ندارد - علم قاضی باید از طریق متعارف باشد و از صرف حضور متهم در جلسات دادگاه گیری محمدخان و باند ایشان و یا اظهارات چند نفر فاسد و منحرف , علم به تجاوز به عنف حاصل نمی شود ,جرمی که دارای مجازات اعدام و سلب حیات از دیگری است مضافا که حجیت علم قاضی ماذون مورد شک و تردید است و علی الفرض ارتکاب زنا,اثبات وصف عنف و اکراه آن مشکل است زیرا زنان و دخترانی که مطرح هستند خود دارای انحراف و فساد اخلاق بوده و بارها با متهمین به گردش و تفریح می رفته اند. در مجموع قاعده درء الحدود در چنین مواردی جاری و ساری می باشد -موضوع سرقت مسلحانه با توجه به اظهارات شاکی در 2/8/1380 در محضر دادگاه منتفی می باشد و متهم نیز از اول منکر داشتن اسلحه و شرکت در سرقت بوده است پس احراز سرقت مسلحانه بر چه اساسی بوده است؟ ص734تا747.
با توجه به مراتب فوق هشت نفر از محکومین به دادنامه صادره اعتراض کرده اند و بقیه اعتراض نکرده اند بنا بر این هر گونه اظهار نظر در خصوص افرادی خواهد بود که رسما اعتراض کرده اند . ضمنا با امعان نظر در پرونده معلوم می گردد که محمدخان و باند وی در ارتکاب انواع ملاهی و مناهی و مفاسد و مزاحمت برای نوامیس مردم فعالیت مستمر داشته اند و با کمال تاسف عناصر اصلی باند متواری هستند و نیز با بررسی محتویات پرونده ملاحظه می شود که قرائن و شواهد کافی برای احراز بسیاری از بزه های انتسابی وجود دارد از قبیل اخلال در نظم و شرب خمر و مزاحمت برای نوامیس مردم و روابط نامشروع ,لیکن دادنامه معترض عنه در خصوص آدم ربائی و تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه و سرقت توام با آزار و اذیت به عللی که ذیلا بیان می شود قابل ابرام نیست.
1- دادگاه محترم به علم خود استناد کرده است لیکن منشاء علم بصورت صریح و روشن مشخص نشده است و در پرونده قرائن و شواهدی که بتوان به استناد آن به آدم ربائی و تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه و یا سرقت توام با آزار و اذیت واقعا علم پیدا کرد ملاحظه نمی شود.
2- هیچ یک از شکات در دادگاه حضور نداشته اند و دادگاه در حضور متهمین اظهارات و شکایات آنان را استماع و بررسی نکرده است.
3- در خصوص برخی از متهمین شبهه اکراه به ارتکاب زنا وجود دارد زیرا آنطور که در پرونده آمده اگر به دستورات محمدخان تن نمی دادند خود مشمول دادگاه گیری می شدند.
4-برخی از شکات مثل......و خانم سحر و خانم لیلا.....با تسلیم رضایت نامه رسمی موضوع آدم ربائی و تجاوز را نتفی دانسته اند و اعلام کرده اند که چنین مسئله ای اتفاق نیفتاده است.
آری اگر اعلام می کردند که ربایش و تجاوز اتفاق افتاده اما ما صرف نظر می کنیم می توانستیم بگوئیم چنین گذشتی موثر در مقام نیست لکن عنوان کرده اند که اساسا ربایش و تجاوزی نبوده است. دادگاه محترم بدون توجه به این مسئله مبادرت به صدور حکم نموده است ص736ص711و ص696 .
با بررسی پرونده و سوابق ضمیمه شده معلوم شد که تعدادی از زنان و دخترانی که ادعا شده ربوده شده و مورد تجاوز به عنف قرار گرفته اند خود دارای انحراف و فساد اخلاق و سابقه فرار از منزل بوده اند و به آسانی نمی توان اظهارات آنان را پذیرفت و حداقل از موارد شبهه است.
موارد پنج گانه فوق الاشعار از اهم ایرادات و نواقص محسوب می شود اگر چه در پرونده و دادنامه صادره ایرادات شکلی و ماهوی دیگری نیز وجود دارد که چون موثر در مقام نبود از ذکر آن خوداری شد. امید است در رسیدگی های بعدی با رعایت کلیه تشریفات و مقررات شاهد رفع همه نواقص شکلی و ماهوی باشیم.
هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید حسین موسوی آذر عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای سام سوادکوهی فر دادیار دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر اتخاذ تصمیم وفق مقررات در خصوص دادنامه شماره1124مورخ26/8/1381تجدید نظر خواسته صادره از شعبه دهم دادگاه عمومی کرمان مشاوره نموده چنین رای می دهد.
(رای)
با توجه به محتویات پرونده و گزارش عضو ممیز دادنامه تجدید نظر خواسته از حیث صدور حکم در مورد آدم ربائی و تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه و سرقت توام با آزار به علت نقص تحقیقاتی و عدم ذکر منشاء علم و عدم استماع اظهارات و شکایات شکات در محضر دادگاه و عدم توجه به اعلام رسمی برخی از شکات دائر بر منتفی بودن مسئله ربایش و تجاوز قابل ابرام نیست و به استناد بند 2 قسمت ب ماده 265 قانون آئین دادرسی کیفری از این حیث نقض و پرونده جهت رسیدگی مجدد و امعان نظر و رفع نواقص تذکاری به همان شعبه محترم دهم دادگاه عمومی کرمان ارجاع می گردد.
نظر به اینکه در سایر موارد اتهامی قرائن و شواهد کافی در حد وفور برای احراز مجرمیت محکومین وجود دارد و در این مرحله ,محکومین اعتراض موجه و مستدلی که در ارکان محکومیت آنان خللی وارد سازد ارائه نکرده اند با رد اعتراض و تجدید نظر خواهی آنان در غیر موارد آدم ربائی و تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه و سرقت توام با آزار, دادنامه معترض عنه در سایر موارد عینا ابرام می گردد.
شعبه 16 دیوانعالی کشور
علی رازینی- رئیس
محمدی آذر-عضو ممیز
۱۳۸۷ فروردین ۱۹, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر