وب سایت یاداشت من بقلم آقای عبدالرحیم عبدالکریمی مطلب زیر را درج نموده استyaddasht85.blogfa.com
شرارت همواره یکی از چالش های مهم و بحث برانگیز کشورهای جهان و خصوصا کشورهای در حال توسعه و جهان سوم است و مبارزه با آن و افرادی که به عنوان سردمدار این مقوله مطرح می باشند همیشه یکی از دغدغه های اساسی دولت ها بوده است .
در کشور عزیز ما ایران نیز با توجه به ساختار حکومتی در رژیم گذشته و وجود فاصله های طبقاتی و نیز در برخی موارد نیاز حکومت بهوجود افراد شروری که در مقاطع مورد نیاز جامعه را به تشنج و بحران بکشانند همیشه این چالش به صورت بالقوه و حتی بالفعل وجود داشته است . افراد شرور که عمدتا افرادی سرخورده و دارای مشکلات روانی بودند با جمع کردن عده ای دیگر از اراذل و اوباش به گرد خود معمولا به صورت دولت های کوچک محله ای و برخی نیز در بازه ای وسیع تر نبض منطقه تحت پوشش خود را در دست داشتند و عوامل حکومتی نیز بر حسب نیاز با حمایت غیرمستقیم از اینگونه افراد در حقیقت سعی در کنترل جامعه داشتند و هر گاه نیز که از ناحیه این گونه افراد خطری متوجه منافعشان می گردید با توجه به پرونده ای که برای آنها ساخته و پرداخته کرده بودند به حذف شرور مورد نظر می پرداختند که در دوره معاصر می توان از شعبان جعفری یا همان شعبان بی مخ به عنوان یکی از همین چهره ها نام برد و جالب اینکه این مهم در کشور ما به یک سنت تبدیل شده و همواره در ادوار مختلف وجود داشتند افرادی که با توجه به نوع نهایت و شرارتشان ، قدرتی کذایی را به هم زده و حکومتی کوچک را برای خود ایجاد می نمودند اگر چه این گتوهای کوچک گاهی موافق با حکومت و گاهی نیز مخالف با آن بودند اما وجه مشترک آنها ایجاد رعب و وحشت ، زورگیری ، باج خواهی ، ظلم و ستم ، سرقت های علنی و حتی قتل بود و همواره اکثر خلافهای شایع در جامعه توسط ایشان هدایت می شد و در حقیقت هان مافیا بودند اما به تعبیر ایرانی آن و البته در بسیاری از مواقع به دلیل ضعف در نیروهای امنیتی و انتظامی مردم جامعه نیز به جهت اینکه لااقل این افراد می توانستند امنیتی نسبی را در منطقه تحت سیطره خود ایجاد نمایند به حالت تلویحی از آنها می پرداختند و یا اگر حمایتی نمی کردند دست کم از شرایط حاصله گله و شکایتی نداشتند.
در بعد از انقلاب پربرکت اسلامی ایران به واسطه نوع حکومت از یک سو و تغییر رویکرد اجتماعی مردم از سوی دیگر و نیز با توجه به بالا رفتن شعور مردم و ایجاد امنیت نسبی و نی زوجود قدرتمند پلید و با توجه به این که در رژیم گذشته نیز تلاشهایی در جهت سرکوب این گونه افراد انجام پذیرفته بود ، چراغ حکومت این گونه افراد روی به خاموشی نهاد و بساط قدرت طلبی این قلدر مابان قداره کش برچیده گشت . اگر چه هنوز هم بودند افرادی از این دست که حالا دیگر به صورت زیرزمینی فعالیت کثیف خود را ادامه می دادند.
در شهر عزیزمان کرمان نیز همواره این گونه افراد شرور در مقاطع مختلف تاریخی وجود داشته و گاها نیز باعث ایجاد حوادث جالب توجه و تاثیرگذاری نیز شده بودند که البته در این دیار نیز به واسطه برکت انقلاب عظیم اسلامی دست بسیاری از آنها از ایجاد شرارت کوتاه گردید.
اما با توجه به شرایط خاص استان کرمان و موقعیت استراتژیکی که دارا بود همواره این استان در محور شرارت قرار می داد . شرارت هایی که حالا دیگر به واسطه پیشرفت های حاصله شکل دیگری به خود گرفته بود که البته در این کوتاه سخن مجال پرداختن به آنها نیست.
اما جالب اینکه جدا از شرارت هایی که در دهه های اخیر به واسطه قاچاق مواد مخدر در این استان رواج پیدا کرده بود به دلایل گوناگون که شاید بتوان یکی از آنها را عقب ماندگی فرهنگی ذکر کرد هنوز هم بودند افراد شروری که به تاسی از اسلافشان در صده های قبل با جمع کردن به اصطلاح عده ای « نوچه » پیرامون خود منطقه ای را تحت سلطه نامحسوس خود قرار داده و با ایجاد رعب و وحشت و زورگیری و باج خواهی و ... تشکیلاتی را برای خود ایجاد کرده بودند و قابل توجه اینکه مردم نیز چنان وحشتی از این افراد داشتند که حتی جرات شکایت و دادخواهی را نیز نداشتند و اگر هم کسی در مرحله اول اقدام به این عمل می نمود در مراحل بعدی با تهدید ، تطمیع و حتی شکنجه این افراد و یا عوامل آنها از شکایت خود صرف نظر می نمود و عطای مجازات اشرار را به لقای زنده بودن خود وخانواده اش می بخشید . ولی به هر صورت با گذشت زمان و با قدرتمند شدن پلیس و فراغت بالی که نیروهای نظامی و انتظامی به واسطه پایان جنگ تحمیلی پیدا کرده بودند بسیاری از این افراد شرور قلع و قمع شده و با با سنجیدن شرایط موجود دست از شرارت برداشته و راه توبه را پیش گرتفند .
اما باز هم بوده و هستند افرادی که هرازگاهی چند بنای گردنکشی گذاشته و با اندک فضای باز ظاهری که پیرامون خود احساس می نمایند دست به شرارت زده و می زنند.

یکی از مشهورترین افرادی که طی دهه اخیر وارد چرکه افراد شرور و گردنکشی گردید کسی نبود به جز « محمدخان رفیعی » ، فردی که با گردآوردن جمعی از اراذل و اوباش به دور خود ابتدا از محله توپخانه خیابان شهاب بنای گردنکشی نهاد و خیلی زود به واسطه شرارتهایی که از ناحیه وی و یا زیردستانش به وقوع پیوست به عنوان یکی از مشاهیر شرارت در کرمان شناخته می شد محمدخان رفیعی که نام اصلی وی محمدرضا رفیعی می باشد. او متولد 1350 بود و اصالتا اهل یکی از روستاهای شهرستان بم بود و همانگونه که ذکر شد به واسطه شرارت هایی که انجام داد خیلی بود به یکی از عوامل رعب و وحشتناک شهر کرمان تبدیل گردید و به همین واسطه بارها و بارها به زندان افتاد اما...
آوازه محمد خان رفیعی چنان پیچیده بود که همواره شایعاتی بی اساس و داغ پیرامونش وجود داشت تا جایی که عده ای مردم حتی از حمایت حکومت از وی سخن به میان می آوردند اما سرانجام این شرور نامی که پس از یک آدم ربایی و تجاوز به عنف تحت تعقیب بود توسط نیروهای گمنام امام زمان (عج ) در شیراز دستگیر شد و پس از محاکمه در شعبه هفتم دادگاه عمومی کرمان به اعدام در ملا عام محکوم گردید حکمی که به تایید شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور نیز رسید و بالاخره این شرور نامی که طی سالهای اخیر جرایم بسیاری را مرتکب شده بود در سحرگاه پنجم آذرماه هشتاد و پنج به دار مجازات آویخته شد . در همین رابطه معاون دادستان کرمان در توضیحاتی از محمدرضا رفیعی فرزند محمود معروف به « محمدخان » به عنوان یکی از عوامل مهم رعب و وحشت در کرمان یاد کرد فردی که در پرونده وی دهها مورد زورگیری ، باج خواهی ، آدم ربایی ، زنا ، لواط و اخاذی به چشم می خورد . معاون دادستان کرمان از دیگر اتهامات رفیعی را تهیه و توزیع مواد مخدر ، سرقت مسلحانه درگیری و تیراندازی به مامورین انتظامی ، شرب خمر و ... عنوان نموده است.
به هر صورت پا به دار کشیده شدن این شرور پرونده گردنکشی ها و نامردمی های وی نیز بسته شد و بسیار از مردم که شاید به واسطه رعب و وحشتی که از وی و عواملش در دل داشتند شبها خواب به چشمشان نمی آمد از این پس ساعات زندگی خود را با آرامش بسرخواهند برد ، هم اکنون دیگر شهر از لوثوجود این جایی پاک شده و باران رحمت الهی نیز شاید به همین واسطه باریدن آغاز شد تا حتی رد پای وی را نیز از روی زمین بشوید و پاک نماید اعدام محمد خان رفیعی قطعا تاثیرات بسیار مثبت و خوبی را در جامعه به جای خواهد گذاشت و شهر را تا حد بسیار بالایی از لحاظ امنیتی بیمه خواهد کرد. اعدام وی شاید یکی از شجاعانه ترین و موثرترین کارهایی بود که توسط نیروی انتظامی صورت پذیرفت و نشان داد که سرانجام یک شرور چه خواهد بود ، شرورت که شاید آخرین نفر بود ، آخرین بازمانده ، نسل شرارت طلبان.
نوشته شده توسط عبدالرحیم عبدالکریمی در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 20:12
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر